۱۳۹۱ فروردین ۲۲, سه‌شنبه

جنگ

جنگ که بشود، هر دو طرف بازنده اند

سووشون- سیمین دانشور

اگر رحمی کنی بر خوشه چینی ...

شلخته درو کنید تا چیزی گیر خوشه چین ها بیاید

سووشون- سیمسن دانشور

بخشایش

بخشایش عطری است که گل سرخ بر پاشنه ی کفشی که له اش می کند می فشاند
مارک تواین

فراموشی

... شاید شدید ترین شوق انسان بعد از شوق به شناختن و چشیدن، میل اش به فراموش کردن شناخته ها باشد
سفر به سوی صبح- هرمان هسه- سروش حبیبی

۱۳۹۰ شهریور ۱۸, جمعه

بر این قصه شرط است گریستن

پنج شنبه، ساعت هشت شب، بلوار اشرفی اصفهانی

صندلی جلو تاکسی نشسته ام। بدون روگرداندن می توانم حدس بزنم پسر و دختر جوان روی صندلی عقب در چه حالی هستند راننده هم پسرک جوانی است که موسیقی تند ترکی گذاشته و گهگاهی زمزمه میکند। بسیار بد رانندگی می کند و هرازگاهی از طریق آینه دختر و پسر صندلی عقب را دید می زند و با خودش ور می رود। شخص دیگری سوار می شود و بعد از دویست متر گویی چیزی را فراموش کرده باشد از راننده می خواهد اورا پیاده کند। از روی بی میلی یک دوهزارتومانی از جیبش در می آورد و به گونه ای به راننده می دهد که راننده بی خیال شود و حساب نکند।از این جا به بعد نقل قول مستقیم می کنم:
مسافر: ببخشید داداش، شرمنده اصلاً یادم رفت ... معطلت کردم .... پول خرد هم که ندارم .... بفرما
راننده: نه داداشم، این حرفا چیه وظیفمونه ... [با کلی جستجو سر آخر هزار و پانصد تومان بر می گرداند و به سرعت حرکت می کند]مسافر: داداش ... هوی عمو ... عوضی ... یابو ....... [وصدایش شنیده نمی شود]
راننده: [دستش به ...]برو بابا ... مردک ... [ و آهنگ را زمزمه می کند و عقب را دید می زند و ...]
و این است وضعیت امروز اخلاق جامعه ی ما

واپسین سنگرها

ما همیشه خودمان را دست کم می گیریم اما به هنگام فقر، بیماری یا تنهایی از جاودانگی خویش آگاه می شویم باید به واپسین سنگرها رانده شویم.
یادداشت ها- آلبرکامو- خشایار دیهیمی/ جلد اول

۱۳۹۰ خرداد ۲۷, جمعه

فریب خورندگان



در میان آدم های بی قدرت، آنهایی که خواب نجات جهان را از طریق به دست گرفتن زمام امور و رهاندن آن و (خودشان) از ترس می بینند، خودشان را فریب می دهند. نوع بشر از طریق دست به دست شدن قدرت و افتادن قدرت به دست آدم های بی قدرت سابق نجات نخواهد یافت. زیرا درست در همان روزی که قدرت به دست آنها می افتد، معصومیتشان از بین می رود. ... آنها در وحشت انتقام خواهند زیست.
روح پراگ/ ایوان کلیما/ خشایار دیهیمی